روشنفکر بازی
افتخار نیست اما من یک روشنفکرم
سلام من اولین بار که با این آدم آشنا شدم بارها و بارها یه سخنرانیش رو گوش دادم گویش و ادبیات و لهجه و بیان این آدم به شدت شبیه علی صادقی بازیگر سریال های طنز سینمای ایرانه من از وقتی با این آدم آشنا شدم زیباترین سخنرانی ها رو میکنم یعنی وقتی فکم گرم میشه خیلی جذاب میشم واقعا باحال و جذاب سخنرانی میکنه حالا بگذریم از حرف هایی که میزنه تازه من پیشنهاد میکنم به این دو تا وبلاگی که معرفی میکنم برید و به لینک های این وبلاگ ها هم برید پست هاش رو مطالعه کنید مثلا نمیدونم میدونید یا نه چون من این مفاهیم رو یه جورایی مفاهیم زرد میدونم ولی جذابند خدایی زیاد نه درباره اشون حرف زدم و نه چیزی گفتم اما گفتم شاید ندونید و شاید برای خیلی هاتون جذاب باشه البته که مطالب غیر زرد هم بسیار توی این وبلاگ ها پیدا میشه . دکتر علی اکبر رائفی پور رو حتما میشناسید درباره ی فراماسونری و یهود شناسی و غرب شناسی و اسرائیل شناسی و مباحث اینجوری حرف و سخنرانی های زیادی داره حتما یه فایل رو ازش گوش داده اید تا حالا مثلا شما میدونستید که سریال جومونگ و قهوه ی تلخ سریال های ماسون زده بوده اند ؟ اصلا جومونگ که مبناش اسرائیلی بوده اگه کسی نمیپذیره من حاضرم بحث و گفت و گو کنم مثلا یه موقعی حسن عباسی میومد میگفت فیلم درباره ی الی معناش اینه : الی : اسلام لی اسلام لیبرالیسم خب یه سری ها میگن نه بابا دور از ذهنه بعیده فلانه ولی باور کنید هر کس یه ذره از فیلم و نماد های فیلمی سر در بیاره اینا رو میفهمه مثلا یکی از لینک های وبلاگ من موضوعش همینه نقد فیلم برید شاید چیزی گیر بیارید مثلا توی فیلم ها زن نماد سرزمین و میهنه اینو هر فیلم سازی میدونه البته دور از جون برخی از فیلم ساز های ما که ... مثلا فیلم اخراجی های سه رو حتما دیدید درسته ؟ این فیلم نماد ها رو به صورت تابلو استفاده کرده بود یعنی مخفی نبود مثلا اون آخوند سید علی بود محمد رضا شریفی نیا مثلا کروبی بود این تابلوش بود اما حالا نامحسوس همین نماد ها رو شما میتونید توی فیلم یه حبه قند نگاه کنید داماد اسمش چیه ؟ محمود رضایی محمود یعنی همون محمود احمدی نژاد و رضایی هم یعنی محسن رضایی این آدم توی این فیلم نماد دو تا کاندیدای اصولگرای انتخابات بودند اون دختره توی فیلم که دعواست سرش نماد میهنه نماد کشور ایرانه ریاست و تسلط بر این کشور خب ببینید اگه ما بپذیریم که فیلم هامون این نماد ها واقعا با همین منظور توش به کار رفته خیلی مهمه ما فکر میکنیم فیلم سازان ما که اکثریتشون هم آدم های چپ و لیبرال و سکولار و ...هستند یه مشت گاو هستند و ذره ای شعور فیلم سازی ندارند اما این اشتباهه واقعا این ها نود درصد این تحلیل ها رو قبل از نوشتن فیلم نامه مد نظر داشته اند واقعا واقعا اینطور بوده کافیه شما بدونی توی ادبیات فیلم وفلسفه ی هنر چه نمادهایی چه معنایی دارند مثلا همین که من گفتم زن همیشه نماد میهنه شما توی فیلم ها ما حتما دیده اید که یه زن ایرانی رو میدن به یه مرد خارجی خب اولا این از نظر فقهی که مشکل داره بگذریم چون زن مسلمان نمیتونه با مردی غیر مسلمان ازدواج کنه دوما از نظر فلسفی هم مشکل داره چون وقتی یه زن ایرانی با یه مرد عراقی مثلا ازدواج میکنه این یعنی سرزمین ایران به تصاحب عراقی ها در بیاد اما آدرس : http://www.antisemitism.blogfa.com/ البته بازم میشه پیدا کرد همین ها رو شما بخونید لینک های اینا هم مفیده توی این زمینه حتما جذابیت بالایی داره مسائل فراماسونری مثلا ساختمان مجلس ما یه نماد فراماسونریه اصلا هرم نماد فراماسونریه برخی اعداد که شما زیاد میبینید مثل نوزده یازده هفت شش مثلا حرم حضرت عبد العظیم که رفتید اینبار نگاه کنید روی در و دیوار حتی توی آینه کاری های سقف پر از مثلث های شش پره همون مثلث پرچم اسرائیل جالبه و جذاب حتی مشتری های وبلاگم هم پایین نیومده اما حوصله ام سر رفته به قول این روانشناس ها میگن دچار یاس فلسفی شده ام یاس فلسفی یه جوری ناامیدیه که انسان یه چرایی از خودش میپرسه و نمیتونه به اون چرا پاسخ بده و من دچار یاس فلسفی شده ام و نمیدونم دیگه چرا باید بشینم کتاب بخونم وقتی کسی هیچ کس حتی اونایی که ادعا دارند هیچ ارزشی برای دونسته های من قائل نیستند واقعا دیگه نمیدونم چرا باید درس بخونم چرا باید کتاب بخونم و مطالعات خارج از درس داشته باشم سلام چند روز پیش به ذهنم خورد که برای ارشد تغییر رشته بدم برم فلسفه ی علم بخونم رفتم تحقیق کردم دیدم این رشته توی دانشگاه فنی مهندسی شریف بود برام سوال پیش اومد که آخه چرا فلسفه ی علم باید برای بچه های فنی مهندسی باشه پیش نیازش هم ریاضی و فیزیک باشه و منبع ارشدش هم ریاضی و فیزیک داشته باشه خیلی بده فلسفه ی علم در درجه ی اول باید مال دانشگاه علوم انسانی باشه برای بچه های فلسفه باشه نه برای بچه های مهندسی اصلا اصالت فلسفه ی علم برای فلسفه ی علوم اجتماعی از اقتصاد و مدیریت و حقوق و اخلاق و سیاست و روانشناسی و ... یعنی باید روی فلسفه ی علوم با این نگاه نگاه بشه اما فلسفه ی علم که مبنای فلسفی علوم بهش وابسته است توی ایران برای علوم فنی مهندسی طراحی شده این یعنی فاجعه خب الان کسانی که میتونند توی بومی سازی کار کنند مقدمه اش باید از فلسفه علم شروع بشه اما یه مشت آدم مهندس با اذهان مهندسی پروژه ای تو مایه های احمدی نژاد میخوان بیان کار علوم انسانی بکنند فاتحه اش خونده است همینه دیگه برای درست شدن علوم انسانی باید فلسفه ی علم درست بشه دانشجوهاش خرابند یه سرچ توی گوگل بکنید ببینید غایت و آمال و آرزو و نهایت فلسفه ی علم توی ایران چیه نوشته بود هدف این رشته تربیت افرادی است که بتوانند در دکترای فلسفه ی علم در بخوانند و دیگر هدفش این است که بین علوم تجربی و ریاضی و فیزیک و مبانی فلسفی ارتباط برقرار کنند پس علوم انسانی چی میشه ؟؟؟؟؟؟روی هواست اصلا وقتی درس هاش رو نگاه کردم با سرعت فرار کردم گفتم چقدر مزخرفه و اصلا اونی که فکر میکردم و باید همونم میبود نبود سکوتی میکنم من سکوتی خیس سکوتی سرد سکوتی با شکوه و درد سکوتی میکنم مرگ آور و غمبار و درد آور سکوتی میکنم بالاتر از غمباد سکوتی میکنم پایین تر از بغض گلوگیرم سکوتی میکنم من تلخ سکوتی میکنم در یاد هستی جان هستی ام دادی تو دادی هستی ام بر باد مرگم آید روزی زودا روزی مرگم آید میشوم آزاد من تو را ای خوب خوشروی خر من میشود آیا شوی تو هستی ام، جانم، دلم ،عشقم ،شوی تو همسر من ؟ میشود آیا شود ؟ یا که از دلتنگی ام باید رود ؟ میرود من رفته ام دیریست اما او آمد خاک بودن هیزمم را جان دمید خاکستر مانده ای بودا دلم عشقم اما دل غمینم کرد و رفت و دل رمید حالیا حشو میگویم عجب حالی آری شایدم مجنون شدم مدتی میهمانم من در دیار پوچ پوشالی از چه مینالی صبورم ؟ از تو مینالم دلم ناله ام اینست از بهر چه من از تو دورم از تو دورم از تو ای قلب صبورم مخاطب خاص ندارد لطفا لطفا به خودتان نگیرید سلام هذه شقشه هدرت ثم غرت این پست صرفا یه گفت و گو و همینجوری حرف دور همیه ... و طولانی و ... اگه حالشو ندارید نخونید . خوبین ؟ چه خبر ؟ چند وقت پیش یکی بهم گفت که تو خودت نیستی تو حسن عباسی هستی من امروز داشتم فکر میکردم یه دفعه ای دیدم اصلا من تا حالا یه بار بیشتر حرف های حسن عباسی رو توی وبلاگ ننوشتم خیلی خوشحال شدم چون واقعا دوست ندارم اصلا چند روز بود که این حرف باورم شده بود چون من تا حالا که حرف میزدم فکر میکردم خودم فکر کردم و این حرف ها رو زدم بعد این که بهم گفت همش حسن عباسی و ....من ناامید شده بودم گفتم خیلی بده که من رادیو ضبط حسن عباسی باشم هر چند بعضی آدم ها اینقدر ارزشش رو دارند که رادیو ضبطشون بود و حسن عباسی هم از اون آدم هاست به نظر من بالاخره فرق میکنه که تو سخنگوی کدیور و ابطحی باشی یا شریعتی کوچولو یا سعید حجاریان یا سروش یا این روانشناس ها یا پائولو کوئیلیو سرخپوست مذهب خلاصه فرق میکنه که سخنگوی کروبی باشی یا سخنگوی کسی دیگه فرق داره دیگه پس زیاد هم بد نیست آدم خودش نباشه و مثلا خودش حسن عباسی باشه خودش نباشه و رحیمپور ازغدی باشه و ....این به نظرم ارزشش رو داره خلاصه امروز که فکر میکردم دیدم من توی این سه ماه یه بار بیشتر حرف های حسن عباسی رو توی این وبلاگ نزدم و این خیلی برای خودم خوشایند بود چون واقعا باورم شده بود که این حرف هایی که میزنم حرف های خودم نیست چون یادم نبود چی گفته بودم اما دیدم نه بابا حسن عباسی کیلویی چنده ؟ خودم خیلی گنده ام واسه خودم اما بازم تاکید میکنم خیلی از ماها خودمون نیستیم برخی از ما خودمون قد و اندازه مون اندازه ی دروغ های توی رسانه ها و روزنامه هاست و برخیمون که خیلی بزرگترند قد و اندازه شون اندازه ی کتابای پائولو کوئیلیوست و برخی دیگه مون قد و اندازه مون اندازه ی فیلم هاست یعنی خودمون همون حرف هایی هستیم که توی ماهواره زده میشه مثلا توی بحث سلیقه و لباس پوشیدن خب من از بچگی تیریپ متال میزدم البته تا دو سه سال قبل نمیدونستم این تیریپی که من میزنم مال متال باز هاست اما خب فهمیدم اما عوضش نکردم چون من خوشم میومد واقعا از این تیریپم چند روز پیش داشتم توی خیابون راه میرفتم احساس کردم لباسی که تنمه بیشتر شبیه لباس پوشیدن رپر ها و بچه های هنره تیریپم رپ بود واقعا حالا من حالم از رپ بهم میخوره ها ...نه آهنگ هاش بلکه تیریپش رو میگم خوشم نمیاد از مدل لباس پوشیدن رپر ها بد یکی رو توی خیابون دیدم یه لباسی پوشیده بود پسر بود یه لباسی پوشیده بود که این لباس ذاتا زشت بود واقعا لباسی نبود که کسی خوشش بیاد خب ببینید مثلا تیریپ رپ بالاخره زشت به نظر نمیاد بلکه با برخی سلیقه ها نمیخونه یعنی شما نمیتونی بگی زشته بلکه میتونی بگی من نمیپسندم اما این یارو یه تیریپی زده بود که واقعا جواد بود بعد فشن بود ها ... حالا چی پوشیده بود ؟ یه شلوار جین گشاد گشاد با پاچه های تنگ تنگ اسمش رو یادم رفته بهش چی میگن بعد یه دونه کتونی مثه کتونی های خودم پاش بود از این کتونی های تخت مثلا فرض کنید آل استار اما جنسش فرق داشت و پهن بود دراز هم نبود از این کتونی خوشگل ها که جدید اومده خلاصه خلاصه بعد اینقدر ناموزون بودن این کتونی و شلوار این که نگو و نپرس ما که اسگل نیستیم من نود درصد دوستای بچگیم رپر بودند الان همه ی شعرهای هیچ کس و پیشرو و زد بازی و اینا رو هم حفظم فلاکت و این یارو خوشگله کیه امیر تتلو .... خیلی هم دیس بک گوش میدادیم یادش بخیر خیلی جاهلیت شیرینی بود شایدم تلخ خدا ببخشه خلاصه من بحثم اینه که برخی ها تا این حد خودشون نیستند که حاضرند یه تیریپ جواد جلف زاقارت تابلو بزنند برای اینکه مد باشه یا با بقیه فرق کنه یا مثلا من دیدم کسانی که واقعا لباس هایی میپوشند که خوشگل نیست یعنی به خاطر مدگرایی حاضرند خودشون نباشند به سلیقه خودشون لباس نپوشند من همیشه به سلیقه ی خودم لباس پوشیدم و همیشه هم خوش تیپ بوده ام من با تیریپ های شاخ مشکلی ندارم ها مثلا تا حالا خیلی دخترها دیدم که واقعا با تیریپ بوده اند و خیلی هم دختر دیدم که حالم از تیریپشون بهم میخوره هر چند هیچی چادر نمیشه واقعا زیباترین دخترانی که تا به حال دیده ام چادری ها بوده اند نه به خاطر اینکه یه من آرایش داشته اند بلکه به خاطر اینکه وقار و جمال این دخترا آدم رو مست میکنه مثلا من وقتی یه دختر مانتویی رو توی خیابون نگاه میکنم اولا اگه مانتوش تنگ نباشه و خوش تیپ نباشه که اصلا نگاهش نمیکنم اما اگه مانتوش تنگ باشه یا خوش تیپ باشه یا....اونموقع است که آدم نگاهش میکنه خب من وقتی میگم این دختره خوشگله تمام خوشگلی این دختر اینه که چه بدن شاخی داره چه صورت باحالی تونسته درست کنه با آرایش چون واقعا وقتی اینا آرایشاشون رو پاک میکنند خیلی هاشون از قیافه میفتند اون موقع اگه یه مانتو گشاد هم بکنی تنشون اون موقع بیا مقایسه کنیم ببینیم دختر چادری ها شاخ ترند یا دخترای مانتویی اینو میگم برای دخترای چادری چون مثلا من آدم مقدسی هستم به اصطلاح که اصلا اینطور نیست تقصیر خودتونه که فکر میکنید این انقلاب و این مملکت و اسلام رو فقط آدم های ریشو و آدم های پشمالو و مقدس دوست دارند در صورتی که اینطوری نیست و نبوده مثلا دکتر شریعتی یه آدم کراواتی خوش تیپ با حال بود شخصیت این آدم منو جذب میکنه واقعا واقعا جاذبه داره خب این خدمت بزرگی به انقلاب و تشکیل حکومت اسلامی کرد بدنه ی آگاه جامعه رو این ساخت بدنه ی روشنفکر و دانشگاهی و حتی اونایی که با دامن کوتاه میومدند پای سخنرانی های دکتر میشنستند خب اینا رو دکتر جذب کرد و واقعا هم موثر بود حالا چون یه اشتباهات بزرگی هم داشت و اهل اصلاح و رشد بود و از تحجر به دور بود جلوش وایسادند و یه کم علیهش حرف زیاد زدند خب همین بلاها سر مطهری هم اومد توی همین جامعه وقتی رهبرش غریب باشه وقتی مصباح یزدی غریب باشه چه توقع از شریعتی هست که شریعتی رو تحویل بگیرند خلاصه تقصیر خودتونه اگه فکر میکنید من مذهبی و مقدسم واقعا اینطور نیست دیگه این یه دونه حرف رو میتونم ثابت کنم من واقعا مذهبی نیستم بگذریم خلاصه داشتم میگفتم اینو میگم برای دخترای چادر نسل هم سن و سال خودم برید برید برید یه گروه تشکیل بدید یه مکتب فکری درست کنید برید یه گروه بشید مثل فمنیست یه گروه راه بندازید گروه حمایت از حقوق چادری ها و چادر اگه میخواهید این چادر رو از سر بچه هاتون بر ندارند اگه میخواهید از سر دوستاتون این چادر رو برندارند اگه میخواهید از سرتون این چادر در نیاد برید یه مکتب یه گفتمان درست کنید که داره به چادر ظلم میشه داره به چادری ها ظلم میشه برای این کار اولین کاری که میتونید بکنید اینه که برید وبلاگ هایی با این عناوین درست کنید یعنی چی ؟ یعنی وبلاگ هایی درست کنید که توش بحث کنید راجع به بی حرمتی به چادر بی حرمتی به چادری ها ظلم به چادری ها و .... برید درست کنید و شروع کنید بنویسید واقعا داره به چادر و چادری ها ظلم میشه اینو بدونید که چادر نماده نماد اسلامه فکر میکنید حجاب چه خطری داره توی غرب که اینجوری جلوش وای میسن ؟ چه فایده ای داره چه ضرری براشون داره حجاب که اینجوری ممانعت میکنند از حجاب؟ ضررش اینه که نماد اسلامه تو نیازی نیست توی جوامع غربی بری دعوت به دین بکنی همین که چادر سرت کنی همین که حجاب داشته باشی این کار خودش رو میکنه چه کار میکنه ؟ اون زن غربی حجاب براش جاذبه داره میدونی چرا ؟ چون زن میخواد جذاب باشه دوست داره جذاب باش وقتی مرد غربی روز و شب توی رسانه و خیابون و جامعه داره بدن لخت میبینه داره با زن های مختلف ارتباط برقرار میکنه وقتی در دسترسشه دیگه اون جذابیتی که باید زن در ذهنش داشته باشه نداره چون به وفور و زیاد نیست ببینید الان مثلا خود من خب فرض کنید اگه الان زن داشتم که دیگه اینقدر له له نمیزدم که اینقدر زن براش جذاب نبود اینقدر زن برام دوست داشتنی نبود حداقل کمتر بود خلاصه زن غربی میبینه که حجاب یه چیزیه که مرد رو حریص میکنه که جذابیت زن رو بالا میبره یه عالمه مرده باید تلاش کنه تازه بدن زن رو ببینه اما الان همینجوری به وفور در اختیارشه این جاذبه داره وقتی تو رفتی سراغ یه نماد سراغ بقیه اش هم میری مثلا من با این بچه های اهل رپ و متال و ...که حرف میزدم فکر میکردم اینا دیگه گاوند ...ببخشیدا دور از جون همتون فکر میکردم اینا چون شعرش قشنگه میرن سراغش یا مثلا این شیطون پرست ها فکر میکردم اینا همین جوری چون مثلا سرگرمی خوبیه چه میدونم ...فقط در حد نماد و انگشتر توی شست اما دیدم نه بابا طرف فلسفه رپ رو میدونه مکاتبش رو میدونه علت بوجود اومدنش رو میدونه و .... دلیلش چی بوده ؟ اینا نرفتن اول مطالعات رپ و متال و شیطون پرستی داشته باشند بعد برن شیطون پرست بشند بلکه اینا اول نماد ها رو پذیرفتند بعد آهنگ ها و آدم هاشون رو پذیرفتند بعد از اینکه انگشتر و گردن بند و این مسائل رو پذیرفتند و با آدم های این ها آشنا شدند بعد کنجکاو شدند برن ریشه اش هم بدونند دقیقا حجاب هم همچین چیزیه توی غرب حالا خلاصه .... پس برید گروه ها و گفتمان سازی کنید یه سری ها به من انتقاد میکنند میای اینجا این حرف ها رو میزنی چه فایده داره ؟ برو کار کن عمل کن شعار نده بحث شعار نیست بحث تولید گفتمانه وقتی من میگم جنگ نرم اول شما باهاش آشنایی لفظی پیدا میکنی مثلا بعد کم کم با مفاهیمش آشنا میشی بعد این بحث ها طرح میشه ذهن ها آماده میشه از دل این اون آدم هایی که اهل فکر و نخبه هستند اون ها خودشون خط رو میگیرند فایده ی گفتمان سازی اینه که از توش مکاتب بیرون میان انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی یه روزی خواب و آرزو بوده و الان تحقق یافته و همه چی اول شعار بوده همه چی بعد کم کم بحث شده بحث شده تا رسیده به جاهای خوب مثال پرواز رو براتون بارها گفته ام که یه روزی بشر فکر نمیکرد که بشه پرواز کرد بعد کم کم آرزو کرد که پرواز کنه بعد کم کم عده ای این فکر رو به صورت داستان نوشتند بعد کم کم دانشمندان این فرضیه اومد توی ذهنشون که نکنه بشه پرواز کرد بعد کم کم فکر کردن که چطور میشه پرواز کرد بعد یه عده اومدن علم تولید کردند و نظریه دادن که بشه پرواز کرد بعد یه عده اومدن آزمایش کردند بعد یه عده اومدند و تونستند پس خیلی مسائل یه روزی حرف و شعار و شعر و خیال بوده بعد شده اینی که شده ... پس باید حرف زد به شریعتی میگفتن تو چرا حرف میزنی حرف که فایده نداره باید عمل کرد شریعتی میگفت این ها که گفته شده حرف نبوده قر قر کردن با غین یا قاف بوده غرغر کردن الکی ناله کردن الکی اینا که حرف زدن نیست حرف زدن باید جهت دار باشه باید ناله و احساس نباشه به این میگن حرف ....و من این وبلاگ رو زدم که تازه حرف زده باشم تا یه روزی بچه های شما که این فکر ها رو از مادران و پدرانشون به ارث برده اند بیان بسازند ....البته اگه بگذارند که من حرف بزنم معمولا جهل اینقدر بالا میگیره که نداها در آستانه ی خروج خفه میشه اگه احیانا میام وبلاگتون و با کمال وقاحت میرینم بهتون دلیلش اینه که یه نفری به نام آقا سعید یه جوون عقده ای و مدعی و بیسواد تا حالا حدود هفت هشت تا وبلاگ دخترونه درست کرده و توی این وبلاگ ها به من از پیشنهاد 3ک 3 پیشنهاد دوستی الافی سر کارگذاشتن تخلیه ی اطلاعاتی نصیحت به اسم کمک و مشاوره و خالی کردن ذهن من دیگه خلاصه هر کار کثیفی که ازش بر میومده انجام داده به خاطر همین من هر کس که میاد سراغم زیاد باهاش خوب نیستم معمولا با کسانی خوب برخورد میکنم که این آدم رو خودم وبلاگش رو پیدا کرده باشم پس اگه ارتباط اینترنتی و کامنت و ...از طرف من آغاز شده باشه این آدم ها مطمئنند از این باب که مطمئنم یه آدم روانی و ...نیست چند وقت پیشم یه نفر اومد وبلاگ ما فحش خواهر و مادر و ...که دیگه به این آدرس نرو چون که من با این دختره ازدواج کردم و چه میدونم از این حرف ها ما هم نرفتیم اما خب کامنت های یارو و دختره که میومدن اینجا کامنت میدادن مونده بود بعدش آمار گرفتم دیدم آی پی همین دنی ء که میاد کامنت میده همون آی پی این دختره است این دو تا نتیجه داره یکی اینکه خود این دختره اومده به من اونجوری میگه دومی اینکه شوهرش اومده اینجوری میگه خیلی کار بچگانه و احمقانه ای بود و گذشت دوباره صبح اومدیم دیدیم دنی کامنت گذاشته آی پی اش رو بررسی کردم دیدم ای بابا آقا سعید فحش ناموسی داده به کی ؟ به همین دختره به نام کی ؟ به نام همین دختره یا شوهرش یعنی با نام دنیء هر بار ما اومدیم وبلاگمون رو باز کردیم دیدیم یه اسم جدید و یه فحش و توهین جدید بار ما شده هر بار هم آی پی ها مختلف وقتی چند بار با اسم های مختلف اومد آی پی داد حساب کردم دیدم مجموعا دو تا آی پیه که هر دو تاش یه نفره و اونم آی پی سعیده خلاصه اون میلاد بود اون موقع ها که من اول وبلاگ زدنم بود صبح پا میشدم میدیدم آقا سعید اومده بحث روشنفکرانه کرده ظهر همین آقا سعید که عقلش نمیرسید بیاد جواب حرف های منو با کامنت بده و علمی بحث کنه میومد میشست به نام آقا میلاد فحش خواهر و مادر و ...بار ما میکرد سعید دید اینطوری نمیتونه حال ما رو بگیره و بیشتر حال خودش گرفته میشه و اعتبار جعلی خودش از بین میره چی کار کرد ؟فکر میکنید چی کار کرد ؟ من این حرف هایی که میزنم حاضرم با دلیل های محکم از قبیل آی پی هاشون قلم و طرز بیانشون و حتی نوع فحش هایی که داده اند آقا سعید من بهت گفته بودم که تخصصم گفتار شناسیه حرف شناسم حرفات رو میفهمم رشته ی تحصیلیم گفتار شناسیه مگه نگفته بودم حاضرم بشینم دونه دونه بهتون اثبات کنم البته عددی نیستید که بخوام براتون اثبات کنم به درک باور نکنید دیگه من که میدونم این که دارم درموردش حرف میزنم خربزه است حالا تو بیا بگو پیازه پیازه خب باشه تو فکر کن پیازه من که میفهمم خربزه است بعد آقا سعید روانی مشاور مریض اومد که عقده ی شریعتی داره و خودش غرق شده توی شریعتی بعد اومده به من میگه که تو چرا خودت نیستی خودت باش تو همه اش شدی حسن عباسی باور کنید من همش پنج جلسه رفتم کلاسای حسن عباسی اصلا وقتی وبلاگ زدم کلاسای حسن عباسی نمیرفتم خلاصه خود این آدم غرق غرق در شریعتیه چه فرقی میکنه شماها هم که خودتون نیستید من غرق در عباسی ام تو غرق در شریعتی اون یکی مطهری اون یکی هم مصباح اون یکی هم غرق فروید و ... اون یکی هم غرق صادق هدایته اما به ما که میرسه که من میگم پنج جلسه بیشتر حسن نرفتم تازه جالبه که یه دونه بیشتر از حرف های حسن رو من توی وبلاگم نذاشتم اونم میدونید چی بود ؟ لیست انتخاباتی ای که اندیشکده ی یقین معرفی کرده بود گفته بود این نماینده ها رو بهشون رای بدید منم برای اینکه بهتون برسونمش گذاشتمش توی وبلاگم گفتم شاید بخواهید رای بدید جالبه این حرف هایی که توی این وبلاگم و وبلاگ قبلیم گفته ام و نوشته ام شاید یه جمله اش هم مال حسن عباسی نباشه همش افکار خودم بوده همش بعضی وقت ها یه جمله هم از شریعتی میگفتم همین همین خلاصه آقا که دید نمیتونه اونجوری حال ما رو بگیره رفت با نام های دختر وبلاگ زد که ما رو تخلیه اطلاعاتی کنه و حال ما رو بگیره این داستان ادامه داره .... خدایا نگاه کن بنده هات چه عقده ها و چه کینه ها با من که نمیورزند خدای خوبم نعمت داده ای همشان را که یا همسر دارند یا شوهر دارند یا زن دارند یا دوست دختر دارند به تعداد انگشتان دست بهشان نعمت های دنیا را عطا کرده ای و قدر نمیدانند و فکر کرده اند که همسر دادن به یک بنده ی پست فقیر حقیری چون من برای تو کاری دارد حاشا که تو را نشناخته اند که تو را نشناخته اند پنداشته اند که تو دست های قادرت بسته است و نمیتوانی به من همسری عطا کنی این ها همان هایی هستند که اگر در زمان ایوب بودند او را ملامت میکردند که تو خاک بر سرت کنند العیاذ بالله که خاک عالم توی سرت که مریضی و فقیری و اگر یعقوب را میدیدند به خاطر نبودن یوسف ملامتش میکردند رب لا تشمت بی الاعداء خدایا منکران کور که نعمت هایی که بهشان داده و مرا محروم کرده ای میبنند و مرا ملامت میکنند فخر میفروشند و تحقیر میکنند خدایا مرا به کوری چشم دشمنان بی نیازی ببخش و نیازهایم را که به درگاه تو سپرده ام خودت با عزت رفع کن خدایا خدایا ببین و شاهد باش که من از این جماعت مرفه که نعمت پول و ثروت و همسرشان بخشیده ای و چون به سیری رسیده اند لب به ملامت و تحقیر بینوایان گشوده اند و این ها را اراذل میخوانند و عقده ای نام مینهند که اینقدر عقده ای هستند که حتی نعمتی که تو از سر رحمت و کرم و فضل و جود و عنایت خویش به آنها داده ای را حاضر نیستند کسانی دیگر هم داشته باشند خدایا این جماعت حسود و عنود را به تو میسپارم آگاه باش که از هیچ کدامشان نمیگذرم و از همه شان به درگاه تو شکایت میکنم السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ای سلطان خوبی های تمام من میدانم یقین دارم که تو ذره ای راضی نیستی بغض و حقارت را در چشم های خیس غمناکم نظاره کنی و دوستانت را که لب به تحقیر و ملامتم میگشایند ببینی دوستانی که هنوز همین حالا مرا به نعمتی که تو به آن ها داده ای فخر میفروشند و دوستانی که ادعایشان کوه ها را در هم میشکند بدانید بدانید ای عنودان کینه توز بد گهر امامم بابای خوب و مهربان و شفیق و رفیق و رئوف من نعمتی به من داده است که تا صد سال دیگر هم شما را از آن نصیبی نخواهد بود مرا پدرم روزی فردایی سالی هفته ای بالاخره مرا همسر خواهد داد و بی نیاز خواهد گرداند اما شما تا ابد در حسرت داشتن عقل بمانید که مرا عقل داده است اگر تمام پول ها و ثروت ها و زنان عالم را داشته باشید عقل که در بدن نباشد جان در عذاب است و گوارایتان نخواهد بود هر چه پول و ثروت داشته باشید ننگ بر شما ننگ بر شما که عقده های کور زمان خجالتتان را به رخ خیس اشکبار من میکوبید بکوبید ننگتان باد و رویتان سیاه باد پیش مولای رئوف رحیم من پیش آقای کریم من که هر چه دارید او به شما داده است و حالا برای من اینجا اینگونه زبان به ملامت و تحقیر و طرد و ناسزا گشوده اید ننگتان باد که اگر غیرت داشتید اگر قطره ای غیرت داشتید نمی ایستادید و ناله های درد آور برادرتان را که ادعای هم خونی اش را همه جا کرده اید و ناله های اشک بار و سوزناک برادرتان که وظیفه تان یاری اش بوده است این چنین به سخره بگیرید و این چنین شکسته های قلب پاره پاره اش را به یغما ببرید آری غنیمت شما امشب نفرین و ناله و آه های سوزناک من باشد همین برای شما کافیست تا رو سیاهی تمام وجودتان را فرا گیرد ننگتان باد که من لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم هر کس هر کس صبح از خواب بیدار شود در حالتی که دغدغه اش کارهای مسلمانان و گرفتاریهایشان نباشد مسلمان نیست ننگتان باد تحقیرم کنید من جان تازه میگیرم میبینم که ربی غفور و خدایی کریم دارد مرا و شما و همه ی ملامتیان بی خرد پوچ متحجر را نظاره میکند و کراما کاتبین دو ملک نشسته اند و خوبی های متعفنتان را مینویسند و چه کسی زیانبار تر است از کسی که فکر میکند کار خوبی کرده است در حالی که برای او عذاب دنیا و آخرت است و من امشب در این کوران طوفانی سخت سرد با چشمانی اشک بار و دلی شکسته و اندوه وار به نماز شب می ایستم برای اینکه حاجتم را از خدا بگیرم و حاجت من همین باشد که تا صبح به نفرین و ناله بنشینم و خواری و حقارتتان را از همو که شما را چنین عزیز و متکبر کرده است التماس کنم و بدانید که دعای مظلوم مستجاب است ودر این چند ماه که من وبلاگ زده ام از آزار ها نبوده است که نکرده باشید و دشمنی ها که نیفروخته باشید آری بتازید ان موعدکم الصبح همانا موعود گاه ما صبح هنگام باشد الیس الصبح بقریب ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا صبح نزدیک نیست ؟ باشه نفرین و ناله و توسلات و انابه هایم را هزینه میکنم اجابت هایی که ممکن است بشوم را هزینه میکنم برای درد انداختن به زندگی هایی که قدرش را نمیدانید ننگتان باد که برادرتان چنین ناله میکنید و خالصانه مشکلاتش را در این تنها جایی که برای او گذاشته اند مینویسد و شما مسلمانان و دوستان و خوبان و اولیاء خدا که ادعای خداییتان گوش فرعون را کر کرده است او را به سخره نشسته اید بنشینید و بخندید .... اما بدانید که هیچ کدامتان را حلال نمیکنم . با آکندگی از اندوه نالیدم برای خدا خویش و دردهایم را با صاحبان درد و درد افروزانم که شما باشید که میآیید و به آسایشم آتش می افکنید در میان گذاشتم امیدوارم خدای من که او شما را چنین پر و بال داده است مکافات چشمان خیس مرا به شما بچشاند . « و یُریدون لیُطفئوا نور الله بأفواههم و اللهُ مُتمُّ نوره و لو کره الکافرون » «و آنها می خواهند که با دهنهای[ کثیفِ]شان نور خدا را خاموش سازند در حالیکه خداوند نورش را کامل خواهد ساخت هرچند که کافران اکراه داشته باشند.» سلام عزیزم قبل از اینکه بخواهید غیرتی بشین یا اینکه به غیرتتون بر بخوره اجازه بدین تا ابتدا واژه ی « غیرت » را از نگاه دین براتون معنی کنم اونوقت ببینم غیرتی هاش کُجان ؛ از منظر دین« غیرت» یعنی حمیّت و جدیّت در جاری شدن حدود الهی یا به عبارت دیگر مقاومت و ایستادگی در برابر وقوع حرام الهی و عدممقاومت و تسلیم ِمحض و رضا در برابر وقوع حلال الهی . هر غیرتی در خارج از این محدوده عین بی غیرتی و نشانه جهل و نا آگاهی بشر است همچنانکه در قرآن کریم از آن به عنوان « حمیت الجاهلیه » یا « غیرت و تعصب جاهلی » تعبیر شده است. حالا با این مقدمه می پردازم به پاسخ به سؤال شبهه آمیز زیر: سؤال ) « آیا شما حاضری که کسی با خواهر یا مادر خودت ازدواج موقت بکنه ؟!!!» پاسخ : ..... این سؤال یک نوع « تخطئه کلامی » است که در آن سوال کننده با دستکاری در صورت مسئله سعی می کند کل مسئله را زیر سؤال ببرد در صورتی که اگر شخص سوال کننده اندک اطلاعی از احکام دینی و شرعی داشته باشد هرگز به خود زحمت پرسیدن این سؤال را نمی دهد همانگونه که اطلاع دارید ازدواج موقت بر خلاف زنا یک رابطه شرعیِ حلال و ضابطه مندِ قانونی است و حلّیت و مشروعیت آن نیازمند حصول یکسری شرایط می باشد که بدون پیاده شدن آن شروط حرام و نا مشروع خواهد شد ، که آن شروط عبارتند از : ۱-در زمانی که طرفین تصمیم به ازدواج موقت با یکدیگر را دارند جنس مؤنث نبایستی در زوجیت دائم یا موقت فرد دیگری باشد به عبارت دیگر زن بیوه باشد یا مطلقه باشد( و عِدّه صَلاح خود را می تواند تشخیص دهد باشد. ۲-میل و رغبت قلبی طرفین برای ازدواج موقت با یکدیگر و عدم وجود اجبار و اکراه ۳-تعیین مُدت و مِهر ۴-جاری شدن خطبه عقد موقت توسط طرفین یا وکلای آنها به ترتیبی که در رساله شرعیه مراجع تقلید آمده است. با کمی دقت در شرایط ازدواج موقت به روشنی قابل فهم است که اولاً مسئله ازدواج موقت برای زنان شوهردار به کلی مُنتفی است و در مورد زنان بیوه ، مطلقه و دختران باکره هم به « اختیار و انتخاب » خود آنها بستگی دارد و کسی نمی تواند آنها را وادار به ازدواج موقت بکند به عبارت دیگه« آدم زنده وکیل و وصی نمی خواهد!» و این نشان می دهد که شارع مقدس« شُعور» آنها را به رسمیت شناخته و به آنها حقِّ انتخاب داده است لذا بنده حقّ ندارم برای خواهر خودم تعیین تکلیف بنمایم و بگویم که ازدواج موقت بنماید یا نه. البته اگر روزی احساس کنم که خواهرم تحت فشار غریزه جنسی خود قرار گرفته و در صورت تمایل ایشان به «ازدواج موقت » بنده حتماً « حلال آشکار »را بر « حرام پنهان » ترجیح خواهم داد و به او در انجام این « سُنت حسنه ی نبوی » کمک خواهم کرد.البته مشکل کسانی که شبهاتی این چنینی را بر ازدواج موقت وارد می سازند از جای دیگری آب می خورد ، مشکل آنها در « غیرت های جاهلی »و « ضعف ایمان » آنهاست و ریشۀ اصلی مقاومت آنها در برابر « حلال الهی » ، « بکارت پَرَستی» آنهاست و گواه این مدّعا این است که چنانچه شما در پاسخ سوال آنها این سوال را برایشان مطرح سازید که : « آیا شما حاضرید با خواهر من در صورتی که ازدواج موقت کرده باشد ازدواجِ دائم نمائید؟» خواهید دید که جواب آنها منفی خواهد بود ، پس آنچه که برای آنها مهم است در یک « پرده ی بکارت پاره شدنی و البته قابل دوخت!!!! » خلاصه شده است!! و نه « عفت و پاکدامنی » دخترانمان ، آری این« موجودات ِپرده پرست » (البته از نوع پاره شدنی و قابل دوخت آن!!! ) برای جنس زن هیچ گونه حقّ انتخاب و اختیاری قائل نمی باشند و از منظر آنها زن یک « ضَعیفه ی بی شُعور و دست و پا چُلُفتی !!! می باشد که فاقد قدرت تصمیم گیری و انتخاب است ، از نگاه آنها ( همان موجودات ِ پرده پرست ، البته می دونی...!!! چنانچه برای یکبار ازدواج موقت بنماید دیگر باید برای همیشه آن را دور انداخت و از حیث انتفاع خارج خواهد شد!!!. همانطور که مشاهده می کنید شبهاتی که به حکم مترقی و متعالی « ازدواج موقت » وارد می شود جز سیاه نمایی چیز دیگری نمی باشد اما متاسفانه به دلیل مظلومیت و مهجوریت این حکم اسلامی حتی در بین مذهبیون کمتر کسی به دفاع و تبلیغ این حکم مترقی و متعالی اسلامی همت گماشته و این خود باعث مظلومیت بیشتر آن گردیده است.لذا در همین جا از کلیه طرفداران فهیم ازدواج موقت تقاضامندم که دست از دفاع و تبلیغ این برندارند . به امید روزی که این بشر دو پا سر عقل بیاد و از پرستش همه ی بت های پوچ و پوشالین دست بردارد از جمله « بُتبکارت » و به این مهم ایمان بیاورد که سعادت و کمال او در اطاعت از دستورات و فرامین الهی و عمل به تمامی موارد گنجانده شده در تنها نسخه ی سعادتش یعنی همان احکام متعالی اسلام ناب محمدی(ص) است و لاغیر.
به نام دوست


»
) زن« یک ظرف یکبار مصرف!!! » است که
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |






